یکشنبه، ۲۹ مهر ۱۳۹۷
October 21, 2018
  جستجو

سرويس اشتراک ويديو ‎آیا میدانستید با پیوستن به کاربران افتخارى پارس فارس می توانید مطلب منتشر کنید و همه بازديد هايتان را به پول تبديل كنيد ؟

همین الان به ما بپیوندید و کسب درآمدتونو شروع کنید !


تفاوت سبک رهبری در مواجهه با fatf و 2030 و اصلاح قانون مطبوعات

۱۷ مهر ۱۳۹۷       ۱۱:۴۳       8009/99554     
 بین قضیه 2030 و اصلاح قانون مطبوعات با ماجرای fatf تفاوت ماهوی وجود دارد.  

 پارس فارس - علی مهدیان نوشت: چرا رهبری در مقوله fatf تذکر داده ولی ورود حاکمیتی نکردند؟ ما از ایشان در امور دیگری شبیه به این، ورودهای جدی تری دیده ایم. مثلا در قصه اصلاح قانون مطبوعات در مجلس ششم رهبری منتظر شورای نگهبان و غیره هم نشده و دستور دادند بحث اساسا از دستور کار خارج شود.

شبیه به این قصه بلکه شدیدتر و عجیب تر از آن را در ماجرای 2030 مشاهده کردیم. رهبری در کوران انتخابات ناگهان این داستان را بر ملا کرده و منتظر عاقبت انتخابات و غیره هم نشدند. و به جد مقابل اجرای آن ایستادند. ایشان به همه ارکان زیر مجموعه خود مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز تذکرهای شدیدی دادند.

ماجرای fatf چه تفاوتی با آن موارد دارد و اساسا سبک رهبری در حکم حکومتی چیست؟

رهبری در مواردی مقابل خواست منتخبین مردم حکم حکومتی میدهند و در مواردی مقابل فهم فقهی اولیه حکم میدهند. در مورد دوم اصلی ترین ملاک، مصلحت است و شاخص اصلی در مصلحت نیز مراعات جامعه و مردم است. مراعات یعنی فهم و شناخت توان و قابلیت و فهم عمومی با توجه به اهداف جامعه. مراعات غیر از تساهل و تسامح است، مراعات و مدارا نوعی همراهی است که نتیجه اش دستیابی سریعتر به اهداف باشد. چرا که اهداف جامعه دینی باید در نهایت به دست مردم و به خواست و اختیار و اراده جامعه محقق شود و نه به اجبار.

اما جایی که رهبری در مقابل نظر منتخبین مردم می ایستند، دو دلیل عمده دارد؛ اول اختلاف و دوم انحراف است. در موارد اختلاف نظر، ایشان جمع کننده و نهایی کننده هستند. در موارد انحراف حکم، ایشان محافظت از انحراف جامعه هستند.

موارد مصلحت و رفع اختلاف عمدتا بر اساس ساز و کارهای قانونی ورودهای رهبری قابل حل و فصل است مگر اینکه لازم باشد ورودهای خود را و مراعات خود را علنی بیان کنند مثل اجازه به ورود آقای معین به انتخابات با اینکه رد صلاحیت شده بود.

اما پرسش اصلی که در بالا بیان شد مربوط به مقوله انحراف است. واقعیت آن است که بین قضیه 2030 و اصلاح قانون مطبوعات با ماجرای fatfتفاوت ماهوی وجود دارد. دو ماجرای اول یکی به مقوله تربیت و دومی گفتمان سازی در کشور مربوط میشدند. اولی تربیت نیروی انسانی را به دشمن میسپرد و دومی گفتمان سازی را. اگر اراده حرکت کننده در جامعه را اراده مردم میدانیم این دو انحراف در جامعه و سپردن مدیریت و هدایت جامعه به دست دشمن بودند.

اما در مقوله fatf اتفاقی که میافتد شبیه برجام است و از مقوله انحراف نیست بلکه از جنس مقوله تحمیل هزینه بر کشور است. اگر چه عده ای از سر ترس یا احساس حقارت به این لایحه رای دادند اما این لایحه محصولش در جامعه و مردم تحقیر نیست، انحراف هم نیست، بلکه ایجاد هزینه است. دقت کنید حتی جان عزیزترین عزیزان کشور حتی تسلیحات در کشور اینها ولو عزیزند و ناموسی اما به هر حال هزینه اند نه انحراف.

در سبک تصمیم گیری رهبران، اراده مردم و قانون بر هزینه ها مقدم است و اراده رهبر و امام جامعه در مقوله انحراف بر اراده مردم مقدم است. اگر بنا باشد جامعه به انحراف کشیده شود رهبر حکم میدهد و تا زمانی که مردم بنای بر اطاعت از شریعت و حکم الهی دارند این انحراف جلوگیری خواهد شد. ملاک در تشخیص انحراف در جامعه نیز توجه به اراده مردم و رشد جامعه است. نه تسلیحات نه جان انسانها و نه هیچ چیز دیگر.

هزینه اگر به اندازه ای شود که کیان جامعه و موجودیت جامعه به خطر بیفتد البته این هزینه نیز با انحراف فرقی نمیکند چون در هر دو آنچه به خطر میافتد حرکت امت به سمت هدف است یکی اصل امت را نابود میکند یکی جهت را.

در غیر این موارد رهبر تذکر میدهند، راهنمایی میکنند، ولی تصمیم را به اراده مسوولین و منتخبین میسپارند. 

 

منبع: فارس

لینک کوتاه :

دیدگاه کاربران

تا الان دیدگاهی در رابطه با این مطلب ثبت نشده !

درج دیدگاه





Top