پنجشنبه، ۳۱ خرداد ۱۳۹۷
June 21, 2018
  جستجو

سرويس اشتراک ويديو ‎آیا میدانستید با پیوستن به کاربران افتخارى پارس فارس می توانید مطلب منتشر کنید و همه بازديد هايتان را به پول تبديل كنيد ؟

همین الان به ما بپیوندید و کسب درآمدتونو شروع کنید !


آنها که مستانند از خورشید تابانش

۲۱ دی ۱۳۹۶       ۲۲:۴۷       4614/50168     
 حوزه قرآن و عترت هر پنجشنبه شعری را به پیشگاه آقا اباعبدالله الحسین علیه‌السلام تقدیم می‌کند.  

 به گزارش پارس فارس، «جعفر ابوالفتحی» شاعر آیینی کشورمان که در مدح و مرثیه اهل بیت علیهم السلام اشعاری را از خود منتشر کرده است، سروده‌ای را به پیشگاه قدسی آقا اباعبدالله الحسین (ع) تقدیم کرده که در ادامه با هم می‌خوانیم:

 

آنها که مستانند از خورشید تابانش
دل را گره بستند بر چشمان جیرانش

از خاک پا باید روم تا طاق ابرویش
از مهر باید پر زنم تا درک آبانش

 

ای دل نگفتم از سر و کولش نرو بالا
رفتی بیا دیوانگی گردیده تاوانش

آری به جانان میرسد نه بر کسی دیگر
جانان اگر خواهد کنم جان را به قربانش

افتاده ام چون خاک زیر ابر الطافش
پر میشوم هر ثانیه از بوسه بارانش

مردم همه چانه به خاک پاش می مالند
ازهند و بلخ و چین گرفته تا به ایرانش

هر جا به هر کو میرود ما هم همانجاییم
پیچیده اند انگار ما را بین دامانش

چندیست لبهامان فقط رو به هوا باز است
اکنون اگر افتاده بر منقار ما نانش

لعنت به من خونم حلال دوستانم باد
جنت اگر خواهد دلم در ظلِّ ایوانش

هر وقت ناخوش شد کسی، بیماری اش را با
خاک غریب کربلا کردیم درمانش

پیغمبر کرب و بلا زینب ز تل می دید
افتاده زیر دست و پا آیات قرآنش

از اشک چشمش خیس شد روی سیاه شمر
زینب چنان فریاد زد از نای سوزانش

در مقتلش هم سفره اش پهن است شاه ما
انگشترش را می برد سائل ز دستانش

با احترام ای "ابن حیوه" زیر و رویش کن
پیراهنش را میکِشی؟ از جسم بی جانش ؟

عمری تن هر سائلی را جامه اش پوشاند
دنیا ولی آخر رهایش کرد عریانش

خونی که ناحق ریخته ، در قتلگاه او
برخیزد آخر مهدی زهرا به جبرانش

نامش ببر، کارَت نباشد ، لعنشان با من
از خولی واخنس بگو تا ابن مرجانش

لینک کوتاه :

دیدگاه کاربران

تا الان دیدگاهی در رابطه با این مطلب ثبت نشده !

درج دیدگاه





Top